
بزرگترین دلیل غیر منطقی وجود مهریه،تاکید مفرط بر مهریه به عنوان ارزش زن است.مهریه به عنوان تنها تکیهگاه زن ایرانی به عنوان تضمین آینده تلقی میشود و به تدریج این سیستم قیمتگذاری بر روی زن که فینفسه اهانت به ذات انسانی اوست، علاوه بر یک سلاح به یک ابزار ارزشی برای خود زنان مبدل شده است! هر چه میزان مهریهی دختری بالا باشد، تفاخر او بیشتر است.ولی حقیقت امر این است که همه میدانیم نه میزان مهریه بالا به طور مطلق موجب ثبات زندگی میشود و نه موجب ارزش و اعتبار زن نزد همسر وی خواهد شد
از طرفی با توجه به قوانین موجود دلایل منطقی هم وجود دارد.از آنجایی که در قوانین زوج مى تواند مانع کار، تحصیل، خروج از کشور و حتى خروج از منزل زوجه بشود و علاوه بر این، حق نگاهدارى فرزندان بعد از ۷ سالگى و حق جدایى را دارد، درحالى که زوجه (که معمولاً فقط خانه دار است) و از همه این ابزارها محروم است و به سادگى حق جدایى و رهایى ندارد، در چنین شرایطى، مهریه تنها ابزار موجود است که مى تواند تا حدى جلو سوءاستفاده هاى احتمالى طرف دیگر را بگیرد و با این ابزار جلب موافقت او را براى جدایى یا کسب حضانت فرزندان را بنماید
مهریه و حقوق اقتصادی
زوج میتواند مانع کار زوجه خود شود و بخواهد که زوجه فقط خانه دار باشد-عدم مسئولیت زن در قبال مسائل اقتصادی خانواده
با توجه به قوانین ، عرف و سنت حاکم بر ایران در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهدهدار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود و زن خواه ناخواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد (قانون مدنی ایران شماره ی ۱۱۰۵ ،در رابطه ی زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است) و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند(قانون شماره ی ۱۱۱۷آمده است:شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند).در مقابل احترام و اطاعتِ همسر و فرزندان، پدر متعهد می شود که از آنان حمایت کرده و احتیاجات مادی، اجتماعی و روحی آنان را برآورده کند.زوج میتواند مانع کار زوجه خود شود و زوجه فقط خانه دار باشد.با توجه به این دیدگاه کار در خانه برای زن و کار در بیرون از خانه برای مرد نوعی تقسیم کار است ولی از طرفی معمولا اموال و مواهب مالی زندگی به نام و متعلق به مرد است ؛ و مرد به دلیل اینکه فعالیت اقتصادی را بیش از زن به عهده دارد خود را صاحب همه ی مواهب مادی خانواده تلقی می کند ؛ پس با توجه به قوانین و موارد فوق مهریه باید طوری در نظر گرفته شود که جبران کننده ی مافات برای زن باشد و به نوعی پشتوانه و وثیقه ازدواج قرا گیرد و در صورت جدایى، منبع تأمین کننده مالى آتیه زوجه باشد
یک نکته بسیار جالب توجه در ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران این است که جمعیت دانشگاهی که باید بخش عظیمی از نیروی کار کشور را تشکیل دهند به میزان ۶۷ درصد دختران و ۳۳ درصد پسران در دانشگاه ها تربیت میشوند ولی ابزارهای محدود کننده برای فعالیت اجتماعی و اقتصادی این ۶۷ درصد , فراوان است.
در شروط ضمن عقد، بندی است که طبق آن اموالی که بعد از ازدواج به دست آمده باشد به هنگام جدایی به نسبت مساوی بین زن و شوهر تقسیم خواهد شد، با استفاده از این بند باید کمتر زنی نگران حقوق اقتصادی خود بعد از طلاق باشد ولی به دلیل شفاف نبودن فعالیت های اقتصادی در ایران حتی این بند هم بدون توجه به شفاف سازی فعالیتهای اقتصادی کارساز نخواهد بود.
ولی اگر شفاف سازی مسائل اقتصادی محقق گردد با استفاده از شرط فوق دیگر عملا حقوق اقتصادی زوجین تامین میگردد و نیاز نیست که مهریه منبع تأمین کننده مالى آتیه زوجه باشد.
مهریه و حقوق اجتماعی
حق طلاق انحصاراً برای زوج-قانون ۱۱۳۳ مدنی ایران-مرد هر زمان که بخواهد می تواند زنش را طلاق دهد
یکى از علل بالا بودن میزان مهریه، پیچیده تر شدن جامعه و عدم امکان شناخت کافى زن و مرد از یکدیگر است. لازمه تسهیل نکاح در جامعه پیچیده کنونى، این است که چنانچه پس از عقد، هر یک از طرفین متوجه شد که اشتباه کرده است و یا فریب خورده است و امکان سازش با وضعیت جدید را ندارد به راحتى بتواند عقد را منحل ساخته و خود را رها نماید
درحالى که زوج به راحتى از این امکان رهایى از نکاح برخوردار است، موارد درخواست جدایى براى زوجه محدود و مشخص است. نکته قابل تأمل اینکه همین موارد محدود مشخصاً غالباً با تفسیرهاى مضیق سنتى و مردسالارانه، محدودتر و مضیق تر مى گردد. در اینجا مهریه بالا، حربه اى است که با آن مى توان زوج را که انحصاراً حق طلاق دارد، وادار به موافقت با جدایى نماید
به نظر میرسد بهتر است به شروط ضمن عقد مندرج در سندهاى نکاح فعلى، شرط ضمن عقد زیر (مندرج در کتاب صحیفه نور، جلد ،۱۰ صفحه ،۷۸ امام خمینى (ره)) اضافه شود
براى زنان محترم شارع مقدس راه سهل معین فرموده است تا خودشان زمام طلاق را به دست گیرند. به این معنى که در ضمن عقد نکاح اگر شرط کنند که وکیل باشند در طلاق به صورت مطلق، یعنى هر موقعى که دلشان خواست طلاق بگیرند و یا به صورت مشروط، یعنى اگر مرد بدرفتارى کرد یا مثلاً زن دیگرى گرفت، زن وکیل باشد که خود را طلاق دهد، دیگر هیچ اشکالى براى خانم ها پیش نمى آید و مى توانند خود را طلاق دهند
پس اگر شرط فوق به شرایط ضمن عقد اضافه گردد دیگر دلیل فوق برای وجود مهریه منتفی خواهد بود و نکته دیگری که در این میان وجود دارد سوء استفاده هایی است که بر اساس آن، زنان با مطالبه مهریه های کلان به قصد کلاهبرداری ازدواج و بلافاصله درخواست طلاق می کنند سپس مهریه خود را یا یکجا و یا به صورت ماهیانه دریافت می کنند در صورت حذف مهریه به شکل کنونی آن و از طرفی برقراری حقوق اقتصادی برابر و حقوق اجتماعی همسان و … بطور مثال حق طلاق برای هر دو ,زوج و زوجه, از سوء استفاده های کنونی جلوگیری میشود
از طرف دیگر این را هم در نظر داشته باشید:در عرف جامعه ایران طلاق نهایت بدبختی یک زن است و زن بیوه یا طلاق گرفته به عنوان زن دست دوم پنداشته می شود.یک نکته قابل تامل در مورد دخترانی که به بکارت خود مینازند و به عبارتی خود را دست نخورده میدانند این است که بعد از طلاق دیگر چیزی هست که موجبات تفاخرشان باشد یا اینکه این غشاء نازک که خود این عزیزان در تبلیغ و ارزشی کردن آن کوشیده اند موجبات سرخوردگی و دسته دوم نگاشته شدنشان را فراهم میکند؟
نکته جالب توجه آن است که اگر بعد از ازدواج طلاق صورت گیرد اگر هنوز دختر باکره باشد نیمی از مهریه و اگر در جریان این ازدواج پرده بکارت مرتفع شده باشد تمام مهریه تعلق میگیرد!!!



