در مطلب قبلی سئوالی مطرح شد که از دید نگارنده بسیار با اهمیت بود و آن اینکه : کسانی که در پی خروج زنان از صحنه کار و اشتغال هستند چه هدفی را دنبال میکنند؟ امید آن میرفت که دوستان در بحث شرکت کنند و نظرات این عزیزان را در مورد سئوال فوق می خواندیم که اینچنین نشد.با توجه به اخبار چند روز اخیر به نظر میرسد سئوال فوق ملموس ترشده است پس بر آن شدم که مطلبی هرچند کوتاه و مختصر در همین ارتباط بنویسم.
نظام اقتصادی ایران نوعی نظام سرمایه داری است و در نظام سرمایه داری نقش سرمایه و پول در روند زندگی مردم نقش پر رنگی را بازی میکند و به عبارت دیگر پول و سرمایه یکی از ابزارهای قدرت محسوب میگردد.دور نگه داشتن زنان از فعالیت اقتصادی و تولید ثروت عملا آنان را بسوی وابستگی و زیست مشروط سوق میدهد.به عبارت دیگر بجای اینکه به آنها ماهیگیری یاد داده شود ماهی داده میشود*! ماهیهای مشروط !!
از طرف دیگر هر روند اقتصادی که سود آن قابل توجیه نباشد محکوم به شکست است.شما به عنوان کارفرما وقتی قرار باشد “حقوق برابری بدهید” ترجیح میدهید کدامیک از موارد زیر را انتخاب کنید؟
الف -زنان به صورت نیمه وقت.
ب -مردان به صورت تمام وقت.
آنچه که مشخص است حال که قرار است شما به یک اندازه حقوق دهید دلیلی ندارد بصورت نیمه وقت از زنان استفاده کنید!
همانطور که گفته شد پول یکی از ابزار قدرت محسوب میشود که زنان بسیاری اهمیت آنرا دریافته اند و به همین دلیل سعی دارند با کار و اشتغال راه خود را برای برون رفت از وابستگی باز کنند.یکی دیگر از ابزار قدرت قانونی است که شما در جهت منافعتان وضع میکنید.حال اگر شما قانونی وضع کنید که با زیرکی اسباب و علل بیکاری زنان را فراهم کند شما کاملا به مقصود رسیده اید.



