۰۵ بهمن, ۱۳۸۵
و تو ای وبلاگنویس عزیزتر از جان
نوشته: SYMْ در: تا نمردهای بدان... بهمن 85| عمومی| موضوع ماه
اول اینکه یک اعتراض به انتخاب موضوع دارم. وبلاگنویسها به جز معدودی -مثل شرتو و بستگان یا پیمان و خودم- شناخت درستی از هم ندارند یا خداقل شناختشان از نوع حقیقی نیست که تازه، آن هم شناخت کاملی نیست. گمان نمیکنم -به جز موارد معدود- شناخت محدود و تا حد زیادی دور از واقعیت به بالا رفتن عزت و احترام یکی برای یکی -آن هم در دنیای مجازی و صوری- تا این حد بشود که طرف، برای جنازهِ دوستش نامه بنویسد*.
و اما بعد، شاید مثل موضوعات قبلی، دربارهِ این یکی هم چیزی ننویسم -دروغ چرا، در مورد دو تای قبلی، حرفی نداشتم. بیسوادی و هزار درد بیدرمون دیگه- اما فقط برای شروع عرض میکنم عجب ایده خطرناک و دبشی، دمتان گرم.
حرف آخر، خودم سابقهِ کشتن همزمان چند تا وبلاگنویس را دارم، از جمله همین شرتو -سر جریان لوگوی گوگل-. خلاصه اینکه بنگاه وبلاگنویسکُشان مقیم بندر در خدمت شماست، دارای گواهینامهِ مدیریت کیفیت و انواع ایزوهای نههزار و خردهای به بالا و با کولهباری از تجربه. عکس، آدرس وبلاگ یا ایمیلی چیزی بدهید و جنازهِ مجازی تحویل بگیرید، در اسرع وقت، تضمینی، به شرط چاقو!
* البته وبلاگنویسهایی هم داشتهایم که کارشان ختم شده به گل و بلبل و نقل و نبات و ازدواج. یعنی این قضیه استثنا هم دارد.
» چه بده آدم پسوردش رو یادش بره!



