۰۲ اردیبهشت, ۱۳۸۶
نمک پاش دل ریشم چرایی؟؟؟
نوشته: پیمان در: ايران| جامعه| حجاب - اردبیبهشت 86| زنان| مذاهب-اعتقادات

مطلب قبلی اشاره به این داشت که در فضای حاکم بر شروع انقلاب و حضور بزرگانی که میتونستند نقش وزنه رو برای هر رویکردی بازی کنند،نظر آقایان عظام بر غیر اجباری بودن و عدم اصرار بر حکمی که موجب اکراه در دین می شود، بوده و لذا تا قبل از فوت مرحوم طالقانی نیز اجباری بوجود نیامد،و حتی تا پیش از انقلاب فرهنگی و بحرانهای سال ۶۰ و ۶۱ نیز هنوز بحث حجاب چنین معانی و حکمتهایی پیدا نکرد…
بنا به آرای بسیاری از آقایان در زمان حاضر نیز حجاب کامل یا ارزشی معنای عرف حاکم بر جامعه و موکداً مکان جغرافیایی محل استفاده آن را دارد(اشاره به قوانین مختلف دانشگاه آزاد اسلامی برای اجبار چادر در بعضی مناطق و عدم سختگیری در مراکز استانهای بزرگ).
با توجه به ترکیب جمعیتی ناهمگونی که در بسیاری از مناطق و حتی شهرهای بزرگ نیز به چشم می خورد،با تکیه به همین حکم کلی نیز حجاب نمیتواند در قالبی اجباری و سختگیرانه به اجرا در آید،و با در نظر گرفتن عرف موجود میتواند از قالبی کاملاً متفاوت و نهایتاً به صورت کاملاً غیر اجباری(با در نظر گرفتن حداقلها!)در آید.
بحث بهداشت پوست و مو برای زنان یکی دیگه از عواملی است که خصوصاً در فصلهای گرم به صورت اضطرار در عدم استفاده از مصادیق حجاب کامل و یا ارزشی! در می آید و حکمی که میتواند اینگونه به اضطرار فصل و موقعیت جغرافیایی و سلامت انسان دچار تغییرهای موقعیتی گردد چه نسبتی با واجبات دارد؟؟،امیدوارم بعضی از این آقایان و خانمهایی که اصرار بر این اجبار دارند و بهداشت شخصی را نیز به حکم دین واجب می انگارند،در فرصتی از ساعات گرم روز در مکانی دربسته مثل مترو یا اتوبوس و مکانهای عمومی در همسایگی زنانی قرار گیرند که از شدت گرما و تعرق و بوی بدی که به هیچ وجه با هیچ عطر و خوشبو کننده ای قابل رفع نیست ساعتی همنشین باشند!،شاید از این طریق متوجه شوند چه بر سر صاحب بو و متحملین علیه!! می آید.
مطمئن هستم که حضرات صبیه هم دارند و دانش آموز هم در بین آنها وجود دارد،آیا چیزی در مورد بیماریهای مو و شیوع وحشتناک ریزش مو،خوره و شکنندگی مو،شوره سر و کچلی در میان دختران دانش آموز این خاک و دیار می دانید؟اگر نمی دانید به آمار وزارت محترم آموزش و پرورش در بخش بهداشت نظری بیاندازید،به قدری جریان شور است که معلمین و بعضی مدیران خوش فکر در مدارس و در مکانهای به قولی حریم! دانش آموزان را آزاد میگذارند تا مقنعه و چادر را کنار بگذارند و نفسی بکشند!.
آقایان عزیز چیزی که شما از آن تعبیر به بدحجابی می کنید و شاید در نوع بسیار غیرقابل کنترل آن مصداق ناقض عفت عمومی باشد،انعکاس به گوش نگرفتن سخنان بزرگان انقلاب است که می دانستند خرده گرفتن و به هم آمیختن سلیقه و حکم دینی چه بر سر جامعه خواهد آورد و آنچه در جامعه میگذرد عرفی است که مردم خود به خلق آن پرداخته اند و عرف با مانور و طرحهای شتابزده سامان نمی گیرد!!،عرف نیازمند تسهیل و بزرگ منشی است .توجه به شان انسانی که خود در محیطی آرام و امن خواهد توانست بهترین انتخاب را برای زندگی و کردار خودش داشته باشد و از سطح عوام و مهجورین بالاتر بایستد،به تنهایی مرهم این زخم ناسور است، پس بر این زخم نمک نپاشید!!
پ.ن:نگاهی به گزارشات این دو روز اخیر و رسم ناپسند عکس گرفتن از دختران،زنان و مادرانی که چه بسا رضایتی از این کار ندارند و به گمانم شرع و قانون نیز اجازه نشر و پخش چنین عکسهایی را با توجه به سابقه اشاعه سوءبهره برداری از اطلاعات خصوصی اشخاص در این دیار نمی دهد،این شبهه را بوجود می آورد که کار توسط تفکر سلیقه ای و کارشناسی نشده بخشی از بدنه حکومت انجام می گیرد که می خواهد عرض اندامی مقابل خواسته های ابتدایی و به حق زنان و اتفاقات اخیر داشته باشدو ثابت کند ما می توانیم از طرق مختلف ضرب شصت نشان بدهیم!



