میدونید که جمعه ها آپ نمی کنم و دلیلشو قبلاً هم گفتم، صبح شنبه که اومدم دیدم بساط یلدا و سورچرانی شب یلدا به وبلاگستون هم رسیده! پای سفره بعضی از دعوتیها هم رفتم و از تنقلات نگفتنی شون هم چشیدم ولی حیف که از اهالی ۲در۲ فقط شرتو دعوت بود که اونم توپو انداخته بود تو زمین غیر ۲در۲ ئیها!، شاید به این دلیل که خودشو زیاد اهل اینجا نمیدونه!!؟
این جریان باعث شد که یک زخم کهنه که بعضی جاها به چشمم خورده بود، دهن باز کنه و مقوله ای رو مطرح کنم که شاید برای اولین بار کسی در موردش گفته باشه: تبعیض وبلاگی!!!، و سعی میکنم از این جریان لابی کردن و خودی و غیر خودی و پسرخاله بازی در وبلاگ نویسی روز ایرون پرده بردارم….
حتماً شنیدید که ما ایرونیها یک سری حق و حقوق برای خودمون قائلیم به نامهای سرقفلی جایی رو داشتن(به معنای ظاهری مالکیت جایی رو داشتن!!)،حق آب و گل، قدیمی تر بودن،سینه سوخته گی،خاک جایی رو خوردن و حق جارو کشی جایی رو داشتن و یک کامیون از این نوع حقوق که تو هیچ منشور بین المللی هنوز ثبت نشده!! و همشون اشاره به این دارندشما تازه واردی و من قدیمی تر ،پس اوٌل من!بعدش اگه نوبت رسید و چیزی ته اش موند شاید یک ته انگشت هم به تو رسید….
اینارو میگم و شاید بهتر بود تو همون بحث دلچسب آسیب شناسی ایرانی بودن می گفتم که فرهنگ مابه قدر کافی ضربه این جور ناهنجاریهای عرفی و سنتی روخورده و چه بسا خیلی ها موندند پشت در و تو صف که قدیمی بشن شاید حقی پیدا کنند و آب و گلی سهمشون بشه! ولی وقتی راهشون دادند تو که دیگه فایده ای نداشته و از اون شور و هیجان آفرینشگرشون چیزی باقی نمونده، وبلاگ نویسی هم یک بخش کوچیک ولی تاثیر گذار بر آینده ایرونیه! و این تفاوت رو داره که اهالیش جوونند پس میتونند خودشون رو از این زنجیر اسارتبار تو فضای مجازی خلاص کنند تا وقتش که شد در دنیای حقیقی نقششون رو فارغ از این دسته بندیها و نگاه تبعیض آمیز نسبت به جوونترها بازی کنند، این یک تمرینه که بذارند تازه وارد هم ابراز وجود بکنه،بهش خوش آمد بگید و اگه شد مطرحش کنید و بذارید رشد کنه، هیچی از شما کم نمیشه بلکه به جامعه تون اضافه خواهد شد، بازار اندیشه همیشه پر از تازه واردها و رونده گانه، اونایی که باقی میمونند به حکم پایایی اندیشه ها و تازگی نوع نگاهشون موندگار میشن…
با این فضای دراندشت چندین تریلیون گیگابایتی هم جا برای کسی تنگ نخواهد شد بهتون قول میدم!!!



