در یکی از پست های اخیر دوست عزیز سال های ابری نگاه انتقاد آمیزی به ساعات کارمندان دولتی به خصوص کارمندان بانک داشت! واقعا هز چقدر سعی کردم در این مورد سکوت کنم و در این مورد حرفی نزنم نشد که نشد!
قبل از هر چیز بگم که به سیستم بانکداری کشورکاری ندارم و در اینکه هزار و یک اشکال داره بحثی نیست! اما بی انصافیه که در مورد کار مفید اونا اینگونه قضاوت بشه!
کاش یه روز بیایید بشینید پشت باجه تا مزه کار بانکی رو متوجه بشید! اینکه از صبح با افرادی از اقشار مختلف با فرهنگ های مختلف باید سرو کار داشته باشی که بعضا افراد متقلب و جاعل هستند و اینکه دلهره داشته باشی که بعد از بسته شدن درب های شعبه آیا سندها با موجودی صندوق میخونه یا نه متوجه میشی کار بانکی یعنی چی!
در مورد شعبه ای که هستم بگم که از صبح در ایام ماه رمضان از ساعت 8:30 تا 15:00 درب های شعبه به روی عموم بازه هست اما عملا از ساعت 8 تا 15:30 اراه خدمات به مشتری صورت میگیره و معمولا موقع خروج از بانک ساعت 16 گذشته!
در شعبه ما که خبری از عبادت و این
ایمان مثل کوله باری از بلور هست که توی جاده پر از دست اندازی باید حمل بشه! شیطان هم مثل بچه بازیگوشی میمونه که دائما به سمت این بار و بنه سنگ و تیله پرتاب میکه! (دیالوگی از علی نصریان در سریال میوه ممنوعه)
آقا صدای شکستن بدجوری به گوش میرسه!
نزدیک به دویست هزار نفر برای انتخابات شورای شهر و روستا ثبت نام کردند. بعنی از هر سیصدو پنجاه نفر , یک نفر در ایران برای عضویت در شورای شهر و روستا ثبت نام کرده! فاجعه نیست؟! نمونه: آرش میر اسماعیلی؟!! حمید استیلی!! از وبلاگستان کسی ثبت نام نکرده؟! در همین زمینه پیشنهاد مبشود کتاب بینایی نوشته نویسنده بزرگ ژوزه ساراماگو قبل از هر گونه اقدامی مطالعه شود!
اقامه گو: “الله اکبر … تکبیره الاحرام… نماز عصر , دانشگاه آزاد اسلامی!!!” * ظاهرا به تازگی باید برای نماز خواندن محل به جا آوردن آن را هم اعلام کرد!
سریال امسال شبکه دو برای ماه رمضان روز به روز مزخرف تر میشه… از آتیلا پسیانی انتظار نمی رفت که همچین نقشی رو بازی کنه. نقش کارآگاه جنایی که می خاد ادای آل پاچینوی بی خوابی رو در بیاره. موضوع قتل ها هم میشه شبیه قتل های زنجیره ای فیلم هفت که مقتول ها بر اساس گناه های کبیره خود انتخاب میشوند. جالبه که حاج صدوق با بازی علی دهکردی روحانی کار درست سریال شده و کارآگاه رو در پیدا کردن قاتل کمک میکنه. موضوع سریال که تکراری بود. ندانم کاری های مهندس هم که اصلا مشخص نیست و توجیهی نداره. بازیگری که داره ادای بابک حمدیان (شریف) سریال روشنایی های شهر رو در میاره. آیا با انتقال قرنیه شخصی که چشم برزخی داره به افراد دیگر اونا هم این قدرت رو بدست می آورند؟ تنها نکته جالب ای سریال همانا تیتراژ زیبای ساسان توکلی فارسانی هست. والسلام.
بدان که آشنایی در مغرب است و پیوند در مشرق پس شتاب تو برای چیست؟ تا پیوند راهی دراز مانده…
نظرات جدید