یک هفته از انتخابات می گذره و به دنبال فراخوانی که برای عکس های روز انتخابات داده بودم دو تا عکس دریافت کردم و دو نفر هم گفته ند که جلوی عکاسیشون گرفته شد. عکس ها رو می ذارم همینجا:
عکس اول رو خانم دنیا فرستاده ند که البته ایشون هم گفتند عکسبرداری از شعبه ها بدون مجوز ممنوع بوده و فقط تونستند این عکس رو از شعبه ای در لاهیجان بگیرند.

عکس دوم رو نویسنده روزهای بی خاطره از شعبه ی آتن گرفتند.

خودم هم ابتدا کلی ژست مدنی گرفتم از مسئولین شعبه برای عکاسی اجازه گرفتم و بعد از موافقت اون ها شرمنده خودم شدم چون دوربینم رو بدون مموری همراه برده بودم، اما مقدار متنابهی(!) معکوس (مورد عکس واقع شدن) شدم توسط مسئولان شعبه!
۲۱ خرداد, ۱۳۸۸
نوشته: ماندانا در: عمومی
یکی از دوستان پیغام دادند که عکاسی از حوزه ها و صندوق های رای گیری بدون مجوز خبرنگاری جرم محسوب میشه! بخشی از ایمیل ایشون:
عکاسی از صندوق های رای و حوزه های انتخابات ممنوع هست و حتماً نیاز به مجوز و کارت خبرنگاری داره
اگر مجوز نداشته باشند یا دوربین را میگیرند یا حتی پارسال اطلاع دارم یک نفر را گرفته بودند
و توصیه میکنند که بهتره دوربین به همراهتون نبرید. گرچه با وجود این همه موبایل دوربین دار من فکر نمیکنم به کسانی که وسوسه شده ند با موبایلشون عکس بگیرند کاری داشته باشند. به هر حال بهتره جانب احتیاط رو رعایت کنید.
من قوانین انتخابات رو خوندم و اثری از اشاره ی مستقیم به ممنوعیت عکاسی در حوزه ها ندیدم. چند مورد در میان جرائم بود که ممکنه با استناد به اون ها بشه در مورد عکاسی نظر داد که این ها هستند:
مورد شماره ۷) اخلال در امر انتخابات
مورد شماره ۱۶) ایجاد رعب و وحشت برای رای دهندگان یا اعضای شعب ثبت نام و اخذ رای با اسلحه یا بدون اسلحه در امر انتخابات
مورد شماره ۱۷) دخالت در امر انتخابات با سمت مجعول یا به هر نحو غیر قانونی
خب این موارد بالا رو هرجوری میشه تفسیر کرد. اما تا جایی که من میدونم مثلا یک بار سازمان آموزش پرورش هم جشنواره ی دانش آموزی عکاسی از تمام مراحل انتخابات رو برگزار کرده. حالا شاید همین صرف برگزاری از طرف آموزش و پرورش به عنوان مجوز به حساب بیاد!
در ضمن در خبرها اومده که سازمان فرهنگی هنری شهر تبریز هم مسابقه عکاسی از حضور مردم در پای صندوق های رای برگزار میکنه. که خب معنیش اینه که هر شخصی ازاد هست که عکاسی کنه.
باز هم میگم بهتره کاملا احتیاط کنید و قبل از هر کاری از مجاز بودنش اطمینان حاصل کنید.
قوانین حاکم بر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
فردا ۲۲ خرداد و روز انتخاباتِ. طبق قراری که گذاشته بودیم که نمی دونم چند نفر اون رو دیده ند یا دوست دارن همکاری کنند، اگر برای رای دادن به یک حوزه رای گیری می ریم، دوربینمون رو هم همراهمون می بریم تا یک لحظه از دهمین انتخابات ریاست جمهوری رو هم ثبت کنیم.
برای همین یک گروه فلیکری تشکیل شده به آدرس زیر که عضویت در اون برای همه آزاد هست.
http://www.flickr.com/groups/1shot1vote
هنوز هم به روش قبل می تونید عکس هاتون رو به ایمیل زیر بفرستید با عنوان ax88
captain.blue@yahoo.com
منتظر عکسهاتون هستیم.
تو این برنامه های تبلیغی نامزدها که اولین قسمت آنها از دقایقی دیگه شروع میشه، گفتگو، گفتگوی ویژه، پاسخ به کارشناسان و مناظره پیش بینی شده است. به نظر من این یک فرصت عالیست تا با همکاری مخابرات از خداخواسته ترتیب نظرسنجی اس ام اسی مثل برنامه نود داده بشه تا بینندگان در انتهای هر برنامه در مورد قانع کننده بودن پاسخهای کاندیداها به سوالات و تعیین کاندیدای پیروز در مناظره ها تصمیم گیری کنند. ضمن اینکه افزایش تعرفه تبلیغات قبل از هرکدام از این برنامه ها هم میتونه کاملاً موجه باشد.
امروز اول خردادِ و سه هفته ی دیگه انتخابات ریاست جمهوری در پیش داریم. اگر تصمیم دارید که ۲۲ خرداد برید و رای بدید شناسنامه رو که برمی دارید یک کار دیگه هم بکنید و قبل از رفتن دوربین عکاسیتون رو هم بردارید. می خوایم یک مجموعه ی عکس جمع کنیم از حوزه های مختلف انتخابات در شهرهای مختلف. این کار هیچ نفعی به حال هیچ شخصی نداره و فقط یک کار گروهی و داوطلبانه هست که حاصل ش می شه مجموعه ای مصور از روز انتخابات سال ۱۳۸۸ روی وب. عکسها هم در یک یادداشت مجزا همگی در این وبلاگ با نام عکاس و مکان حوزه منتشر می شن.
امیدوارم که از این پیشنهاد استقبال کنید. عکس ها رو می تونید به آدرس زیر بفرستید با عنوان ax88
captain.blue@yahoo.com
من با خوندن این مطلب که یه عده پشت در مونده بودن تا آقای کروبی برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کنه و بعد به اون ها اجازه ی داخل شدن و ثبت نام بدن این افکار به سرم زد:
میگم این ثبت نام برای انتخابات ریاست جمهوری صف ایه؟ یعنی میان صف میگیرن یکی یکی نوبتشون میشه دیگه نه؟ یا وقت قبلی هم میدن؟ همه میتونن وقت قبلی بگیرن؟ اگه فقط صفیِ این کله گنده هایی که می خوان کشور رو اداره کنن و خروارها ادعا دارن یکی از ابتدایی ترین مسائل که همانا احترام به حقوق دیگران میباشد رو جدی میگیرن یا نه؟ یعنی تو صف وا میستن تا نوبتشون بشه یا با بند پ میرن تو و کارشون رو انجام میدن؟
من فقط به کسی رای میدم که تو صف واستاده باشه عین بقیه! حتی اگه احمدی نژاد باشه
چه کسی پشت سر تبلیغات سبز در صفحات YouTube است؟

چرا Facebook اصرار دارد حسین درخشان را مدام یادآوری کند؟

شما یک خاطره ی دور از از یکی از آهنگ های یک خواننده ی مشهور میاد به ذهنتون. و گوگل رو باز میکنید که از طریق جستجو در کارهای خواننده ی مشهور ترانه ی مورد نظر رو پیدا کنید. اِ! خوانندهه اسمش چی بود؟ تُکِ زبونمه ها! ای بابا! مگه میشه یادم بره؟ قیافه ش جلو چشمه! ایناها! بابا همون که چند وقت پیش اومده بود ایران با همین گروهِ خوند. اسمشون چی بود؟ همین گروه معروفه! اِ! اون خواننده معروفشون هم یه فامیل قلمبه داره ولی صداش لوسه. ای بابا اسمش چی بود؟
ای خدا! حالا چطوری سرچ کنم؟ من هیچ کلید واژه ای یادم نمیاد! ای ول! دمِ محمدرضا گلزار گرم که حداقل اسم این یکی یادم نرفته. یه زمانی با این گروهه بود دیگه. خوب از بیوگرافی گلزار میرسیم به اسم گروه آریان و از جستجوی اخبارِ گروه آریان میرسیم به کریس دی برگ و از کریس دی برگ هم به اون آهنگه!
ولی تجربه ی سنگینی بود! فکر کن نشستی یه گوشه و ذهنت از همه کلمات خالیه! آدم بد احساس ناتوانی میکنه. همه چیز رو میدونی ولی هیچ چیز رو نمیتونی بیان کنی. هیچگونه ارتباطی نمیشه برقرار کرد. تاریکی مطلق!
پیش میاد گاهی، مخصوصا سر امتحان 
آهنگه این بود: Natasha Dance
۲۵ فروردین, ۱۳۸۸
نوشته: ماندانا در: عمومی
شب - داخلی (در حال تلاش برای خوابیدن)
آیا فکر کردن زیاد به خطر گرم شدن کره زمین سرعت می بخشد؟
وبلاگ جهادی ویرچوآل مطلب جالبی در مورد شرکت خوشگوار مشهد تولید کننده نوشابههای کوکا کولا در ایران نوشتهاند که بسیار جالب است.
این شرکت را به دلیل داشتن زمین محل کارخانه به شکل ۶ ضلعی (عکس ماهوارهای بالا) متهم به تمثیل ستاره داوود و در نتیجه آن بهودی بودن و صهیونیست بودن کرده!
حرکت مرموز نماینده شرکت کوکاکولا(خوشگوار مشهد)

۱- داداش منطقات منو کشته!
۲- اگر بهشت جای اینجور جهادیهاست و قراره تو بهشت هم اینجور منطقی حاکم باشه پس جهنم را عشق است!
۳- بعد میگن چرا از وبلاگهای جهادی استقبال نمیشه؟ بفرما این هم استقبال!!
۴- با همین روش استدلال میشه نتیجه گرفت که چون ساختمان پنتاگون آمریکا هم پنجضلعی است پس مسلمانان به نیت پنجتن آل عبا در نقشه این ساختمان «حرکت مرموز» کردهاند.
در برنامهی گفتگوی خبر بعد از اخبار ساعت ۲۲:۳۰ شبکه دوم سیما مورخه ۱۳۸۷/۱۱/۱۵ آقایان اعلام کردند که از لحظهی پرتاپ ماهواره مخابراتی امیــد به وسیلهی ماهواره بر سفیــر۲ ارتباط کامپیوتر نصب شده در ماهواره با مراکز کنترل روی زمین، کاملاً برقرار بوده است.
تا جایی که من میدانم، هنوز حتی کوچکترین قطعات یک کامپیوتر را هم نمیتوانیم بسازیم. بنابراین تا اینجا معلوم شد که حداقل کامپیوترش ایرانی نبوده است.
بعد از ۳ روز دیگه وقتش شده که تصاویر دریافت شده منتشر بشن. البته تصاویر زیادی دریافت نکردم. یعنی در واقع تصاویر بسیار کمی دریافت شد که همین هم جای قدردانی داره و از اون هایی که حال و هوای اون لحظه شون رو قسمت کردن خیلی ممنونم. تصاویر رو به ترتیب زمان دریافت میذارم. دو تا تصویر اول رو حتی قبل از اینکه فرصت کنم عکسی رو که خودم گرفته بودم روی صفحه مانیتور ببینم دریافت کردم. همونطور که میبینید یکی از عللش میتونه این باشه که هر دو عکاس در اون زمان پای کامپیوتر بودند و عکسی رو که گرفتند فوری فرستادند.
عکس اول رو خانم سارا باقری نویسنده وبلاگ “دفتر تجربه ها” فرستادند.

عکس دوم رو آقای صالح آرا نویسنده وبلاگ در جستجوی کلمات فرستادند

عکس سوم که تقلب کردم و ادیتش کردم رو خودم گرفتم.

عکس چهارم رو هم آقای مهدی حکیمی نویسنده وبلاگ Robo II فرستادند.

برای دیدن سایز بزرگتر عکسها میتونید روی هر کدوم کلیک کنید.
جدید (اول خرداد ۱۳۸۸، ۲۲ ماه می ۲۰۰۹):
دو تا عکس دیگه هم با تاخیر زیاد دریافت کرده بودم که به دلایلی فرصت نشده بود بذارم اینجا. الان دیگه وقتشه!!
عکس بعدی از نویسنده ی وبلاگ سال های ابریِ:

عکس آخر هم از نویسنده وبلاگ هفت رنگِ زندگی:

اصل مطلب:
عنوان یه کمی زیادی بزرگه واسه این موضوع. اصلش اینه که از همینجا میخوام از هر کسی که این مطلب رو میخونه و یه وسیله عکاسی داره دعوت کنم که اگر علاقه مندِ، ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه روز ۳۱ دسامبر سال ۲۰۰۸ میلادی به وقت گرینویچ در هر کجای دنیا که هست و مشغول هر کاری که هست اون لحظه رو با یه عکس ثبت کنه. به وقت تهران میشه ۱۰ شب چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸۷ (از قضا روز سوم سال ۱۴۳۰ قمری هم هست). عکسها رو هم به ایمیل من بفرستید:
captain[dot]blue[at]yahoo[dot]com
این دعوت هیچ نفعی به حال هیچ کس نداره و فقط اگر عکسی یا عکسهایی دریافت بشه همینجا در یک یادداشت جداگانه به نام عکاس نمایش داده میشه.
پشت صحنه:
قصه از اونجا شروع شد که من این مطلب رو روی وب دیدم. خوشم اومد و به گردانندگان وبلاگ گروهی ایمیل زدم که این ایده رو به شکلی دیگه توی وبلاگ پیاده کنبم و مورد استقبال هم واقع شد و حتی روی شب یلدا تفاهمکی(!) هم داشتیم. ولی دست آخر جناب آقای حکیمی گفتند که “کار باید به نحو احسن انجام شود … من فکر نمیکنم این کار به نحو احسن انجام بشه” و اینطوری شد که کل قضیه فراموش شد تا …
امشب که از آن شب هایی بود که بیخوابی به سر من میزنه و در تلاش برای خواب فکرم به همه جا میره. حتی به اینکه شرقی-ترین شهر زمین* کجاست؟ و همینطور ادامه پیدا میکنه به اینکه اولین طلوع آفتابِ یک روز کجا زودتر دیده میشه. کجای دنیا اول سال ۲۰۰۹ میشه! بعد یهو به مغز آدمِ عجولی که می خواد ایده ای رو پیاده کنه میرسه که اولین طلوع سال ۲۰۰۹ هم موضوع خوبیه ها! این میشه که از رختخواب میاد بیرون و کامپیوتر رو روشن میکنه و یک ساعتی با نقشه و محاسبات و خودش کلنجار میره تا دست آخر روی تاراوا پایتخت جمهوری کیـریباتی (البته کیـراباس تلفظ میشه) با خودش توافق میکنه!
میبینید که فقط وزارت امور خارجه نیست که در کشف کشورهای جدید مهارت داره و من هم این کار رو بلدم. البته این شهر تاراوا شرقی ترین نقطه ی زمین نیست و حتی شرقی ترین شهر در مجمع الجزایر کیـریباتی هم نیست. ولی حداقلش اینه که ۱۲ ساعت از گرینویچ جلوتره. جالبه بدونید که نقاطی هم توی این مجمع الجزایر هستند که ۱۴ ساعت از گرینویچ جلوترند و بخاطر همون خط فرضی تقسیم زمانیِ که چون از وسطِ این کشور میگذشت و نصفش دیروز بود و نصف دیگه ش امروز (با اختلاف زمانی فاحش، شما بگیرید ۲۴ ساعت. مثلا اگر تهران ساعت دوازده ظهر روز اول دی باشه، کرج همون موقع ساعت دوازده روز دوم دی هست) سال ۱۹۹۵ این خط تغییر کرد و تمام این مجمع الجزایر شرقی شدن! +
اما در اصل اولین منطقه مسکونی زمین که طلوع آفتاب یکم ژانویه ۲۰۰۹ رو میبینه کاهویتارا واقع در نیوزلندِ که بخاطر نزدیک بودنش به قطب جنوب و تابستان در اون منطقه ست (دلیل اصلیش هم که میدونید دیگه محور زمین عمود بر مدار گردش به دور خورشید نیست و این میشه که روز و شب های دو نیم کره در یک زمان با هم برابر نیستند) و از نظر زمانی (توافقی) هم اول در کارولین آیلند اول ژانویه میشه. یعنی کلا هر روزی اول اونجا شروع میشه!
خلاصه دردسرتون ندم، کلاس جغرافی که نیست! دستِ آخر با توجه به این نقشه اومدم یه جایی رو انتخاب کردم که به خط استوا نزدیک تر باشه و اختلاف زمانیش با گرینویچ واقعا حول و حوش همون ۱۲ ساعت باشه و مسکونی هم باشه که میشد یکی از جزایر همون کشور مزبور و آخر سر پایتختش رو انتخاب کردم. ۶:۳۰ صبح اول ژانویه روز اول سال ۲۰۰۹ برای مردم تاراوا شروع میشه! شما اونموقع در چه حالی هستید؟
با تشکر از ویکی پدیا، گوگل مپز و اینجا
* این شرقی-ترین شهرِ زمین ناشی از یک خطای شنیداریِ معمول از طرف من موقع گوش دادن به ترانه هاست که مثل این مورد حتی بعد از اینکه صحیح ش رو می فهمم باز هم همون اشتباه در ذهنم میمونه و رسوب میکنه!
پ.ن. شاید دوست داشته باشید بعضی از ترین های جهان رو هم بشناسید ۱ و ۲