از اونجایی که توی این مملکت هیچی حساب و کتاب نداره، همشهری جوان همچچنان منتشر میشه و بعد از خبر توقیف موقت تا دو شماره منتشر کرده. در شماره ی آخر که 180 باشه خود مجله یک توضیحی درباره ی خبر توقیف چاپ کرده که اون رو هم اسکن کردم و میذارم که هر کسی علاقه داشت بخونه. برای دریافتِ اون صفحه روی تصویر کلیک کنید. چیزی در حد ماستمالیزاسیون!
دیشب خوندم که همشهری جوان توقیف شده تا امروز که توی خبر رادیو زمانه دیدم نمی دونستم دلیل توقیفش چیه. ولی حالا فهمیدم که موضوع ویژه ی شماره 171 مورخ 1 تیر 87 (دقت دارید که حدود دو ماه قبل!) که در مورد عاشقی بوده باعث شده که این نشریه به جرم “انتشار مطالب غیر اخلاقی” توقیف موقت بشه. عجب! من که این رو چیزی جز بهانه نمیبینم! از اون طرف فریدالدین حداد عادل میگه که ما قصد شکایت نداریم. این موضوع رو باز مشکوک تر میکنه! من خودم هنوز اون مطلب رو نخوندم ولی صفحاتش رو می ذارم برای دانلود تا هرکس علاقه داره بخونه و خودش قضاوت کنه. البته با شناختی که من از همشهری جوان دارم اگر بنا به تعطیلیش بخاطر چنین گزارش هایی بود تا حالا 20 بار باید توقیف می شد! برداشت شخص من اینه که با نزدیک شدن به انتخابات این تعطیلی کاملا طبیعیه! منتظر بودم ببینم همشهری جوان چه واکنشی نسبت به مدرک کردان نشون میده و چه طنزی توی خبر در هفته خواهم خوند که عمرش قد نداد! البته بعید نیست که

الان اینجا چه شکلکی بذارم خوبه؟ راستش اصلا روم نمی شد بیام فصل جدید بذارم بسکه که طولش دادم! اینکه چجوری باید عذرخواهی کنم و چجوری بهانه ها رو ردیف کنم تا تبرئه بشم هم بلد نیستم!
الان مهم اینه که فصل 22 هم حاضر شده! و من هم می خوام یه قولی بدم! سنگ بزرگ هم نیست! ناتور دشت رو ماه رمضون پارسال شروع کردیم قول می دم که قبل از ماه رمضون امسال تموم بشه! قول شرف!
شما هم دعا کنید که اتفاق وقفه اندازاننده ی(!) دیگه ای نیفته تا هم من راحت بشم و هم شما!
عکسی هم که در بالا مشاهده میکنید مواد لازم برای کارِ منِ! جهت تلطیف روح این یادداشت وارد عمل شده! و اما:
ناتور دشت - فصل 22 - حجم 3.8 مگابایت حدودا 12 دقیقه
در جنگلی انبوه در کنار هم در حاله قدم زدن هستند, یکی به چپ یکی به راست, نگاه ها به دنبال زیبایی ها , میگردند, به دنبال کنجکاوی ها, انگار که تازه به اینجا آمده اند, انگار خواب شون به واقعیت تبدیل شده , در روبرو بوستانی پر از گل وگیاه , چند رنگ و بوی مطبوعی که هر دو را مست کرده, پسرک شیطون بی مقدمه شروع به دویدنکرد , دوید و دوید از بلندی ها گذشت از چشمان همراهش دور شد, رفت تا ناپدید شد, دخترک همبازی از ابتدای قصه نگرانه آن پسرک بود, وقتی او را از خود دور دید به دنبالش گشت , پسرک قصه بی صدا از پردگاهی در حال سقوط بود و دخترک او را یافت,هر دو بی صدا وچشم در چشم دخترک دستانش را دراز کرد وگفت دستانم را بگیر , پسرک مغرورانه تلاش میکرد تا خود را نجات دهد , چشمانش به قطره ای باران که از چشمان دخترک بارید افتاد , دستش را گرفت بعد {سانسور } گذشت گذشت سالها پی در پی ولی هنوز پسرک یادش بود که دستی به طرفش دراز شد, و کمکش کرد, پسرک خوشحال وگریه کنان مثل دیوانه ای به زندگی اش ادامه داد,
در طرح تحول اقتصادی که قرار است در آن بخش عمده بیش از صد هزار میلیارد تومان یارانه انرژی و نان به صورت نقدی و متوازن یا پلکانی به افراد جامعه پرداخت شود، آثار تورمی ناشی از افزایش نقدینگی و تقاضای حاصل از آن، بسیار شدید پیشبینی میشود. … بر پایه محاسبات صورتگرفته در مدل بانک جهانی که در سال 2003 تدوین شده و گفته میشود پرداخت نقدی یارانهها از آن الگوبرداری شده، سه برابر شدن قیمت بنزین اثر تورمی معادل 40 درصد بر جا خواهد گذاشت، در حالی که در اوضاع کنونی و با توجه به ارقام جهانی و هزینههای تمامشده، حذف یارانهها از حوزه انرژی، موجب شش برابر شدن قیمت برق، ده برابر شدن قیمت گاز، سی برابر شدن قیمت گازوئیل، شش برابر شدن قیمت بنزین میشود که نتیجه این افزایش قیمتها در خوشبینانهترین حالت اثر تورمی بیش از صد درصد در سال نخست خواهد بود.
- تابناک
مطلب فوق یکی از تازه ترین مطالبی است که در مورد طرح تحول اقتصادی منتشر شده است. طرحی
تفاوت عمده ای میان تبلیغات مربوط با کامپیوتر و فناوری اطلاعات در میان رسانه های ایرانی و خارجی وجود دارد. وقتی شما به یک مجله با هفته نامه ایرانی نگاه می کنید. بیشتر تبلیغات برای سخت افزار هاست و مخصوصا آن دسته از سخت افزار هایی که نیاز عمومی ندارند مانند سرورها، دستگاه های تخصصی، نرم افزار های جامع مالی اداری و … در این میان شرکت های نرم افزاری و سایت های اینترنتی بسیار ضعیف هستند. اما در نشریات خارجی این موضوغ کاملا تفاوت دارد برای نمونه شما در نشریات کامپیوتری خارجی هیچگاه تبلیغ شرکت تولید کننده مادربورد را مشاهده نمی کنید، و یا تبلیغ شرکت تولید کننده کابل های شبکه، بلکه تبلیغات و اطلاع رسانی در نشریات عمومی کاملا عمومی است.
به نظر من به تنهایی و با یک نگاه به این موضوع می تواند اختلاف میان فرهنگ استفاده از فناوری اطلاعات در ایران و خارج را با هم مقایسه کرد و حتی رشد فناوری اطلاعات را در میان جامعه از همین مسیر دنبال کرد. تا زمانی که عمده تبلیغات در رسانه ها مربوط به زیر ساخت ها می باشد نه خدمات.
باید نتیجه گیری کنیم که استفاده از فناوری اطلاعات هنوز در ایران مخصوص گروه خاصی است و مهم
امروز داشتم این نوشته ی آق بهمن رو میخوندم. چقدر اون پاراگراف آخرش آشنا بود:
لامصب فضا یکجوری شده آدم میخواهد بنویسد حضرت علی دستش میلرزد. یکی از دوستانم میگفت نمیدانم به خیلیها باید بگویم خداحافظ یا نه؟ گفتم چطور؟ گفت آخر فکر میکنم که شاید خدا را قبول نداشته باشند. به جایش میگویم تا بعد یا فعلاً. جلالخالق.
دیروز یکی از دوستان که اصلا آدم مذهبی یا حتی معتقدی هم نیست عازم حج بود. وقتی می خواست خداحافظی کنه واکنش ها عجیب بود! مثلا به ش میگفتن از تو دیگه انتظار نداشتیم! تو هم؟! آخه چرا؟ واقعا می خوای پولت رو خرج کنی دور یه مکعب سیاه بگردی که چی؟ بیا برو ترکیه خوش بگذرون! نکنه فکر میکنی اینطوری گناهانت پاک میشه و از این حرف ها! البته اون خودش میگفت آدم باید جستجوگر باشه و یه چیزهایی رو یک بار هم که شده امتحان کنه.
به این فکر میکردم که اگه مثلا میگفت دارم میرم تبت توی یکی از معابد اونجا مراقبه کنم یا یه آتشکده رو در فلان جا فقط ببینم همون آدم ها چه واکنش هایی داشتند! اوه چه جالب! ایول! آره یکی از فامیلای ما هم رفته بود میگفت خیلی حس خوبی به آدم میده! خیلی
به دلیلی که در ادامه می آید با حرص همشهری جوان رو ورق می زدم و آماده ی گیر دادن بودم که سوژه پیدا شد! تصویر زیر: (نشست مدیر مسئول دو هفته نامه ی موفقیت و طرفداران نشریه - همشهری جوان شماره 164 صفحه های 44 و 45)

حالا عکسی رو ببینید که من روش برچسب زدم. هیچ توضیح دیگه ای ندارم. فقط ببینید!

—
اما دلیل عصبانیت همانا ناتور دشت بود و بس! بعد از عمری نشستیم سر ضبط با کلی انرژی مثبت و اینا! آخرش چی موند؟ یه منِ عصبانی، 4 عدد هد ستِ نویز زا، یک عدد لپ تاپ با کارت صدای مزخرف، یک عدد PC زپرتی که کمکی به حل مسئله نکرد، فصل بیست ناتور دشت که باز مونده بود و یک لیوان چهارتخمه که بعد از یک ساعت سرو کله زدن با نویز (نویز که میگم فکر نکنید یک وز وز بی بخار بود! صدای طوفان!!) به همان صورت یخ کرده سر کشیده شد! اگر تا
Page 1 of 6912345»...Last »
نظرات جدید